
من چهل منزل رخم نیلی و چشمانم تر است گر به من گویند بابا را نخوان، سیلی نخور صورتم سازم سپر، گویم که سیلی بهتر است شام را ویران کنم ورنه رقیّه نیستم کار صبح و شامِ اینان سَبِّ جدَّم حیدر است غائبینِ کوچه بر من عقده خالی میکنند هر که دیدم گفت: رویت مثل روی مادر است قدّ و بالای سهساله، دختری زانو بغل از کف یک چکمهی زجر حرامی کمتر است وجه تشبیه سر من با سر تو این بُوَد هر دو صورت سوخته، گیسو پُر از خاکستر است **** تنور خانه گمانم هنوز روشن بود وگرنه موی تو باید بلندتر باشد **** امروز شبیه موی تو سوخت آن موی بلندِ دخترانه هر سنگ که بر سر تو میخورد میکرد به سمت من کمانه افتاد سرت زِ روی شاخه افتاد سرم به روی شانه من سیر غذا نخوردم امّا خوردم دل سیر تازیانه برخورد به من چرا نبوده برخورد کسی مؤدّبانه من دختر شاه عالمِینم دادند ولی به من اعانه کی زیر گلوت را عزیزم اینطور بریده ناشیانه؟ اوضاع مناسبی ندارم چه خوب که آمدی شبانه نشناختمت در اوّل کار نفرین خدا بر این زمانه تقصیر حرارت تنور است این سوختگیِ زیر چانه **** عمّه حلالم کن خیلی زحمتت دادم این محبّتای تو نه نمیره از یادم شب آخرمه امشب، رسیده جون من بر لب میسوزم در میون تب، عمّه رو پلکای تَرم ردِّ کبودیه این یادگاریِ دست یهودیه **** مرا از کربلا تا شام زینب زنده آورد وگرنه من کجا و این همه صبر و شکیبایی! **** حنّانهترین دختر این کاشانه در کودکیاش مادرِ بابا میشد هر وقت به دیدار عمویش میرفت عبّاس به احترام او پا میشد صد حیف نشد بماند و رشد کند میمانْد اگر زینب کبری میشد **** میدونی چرا صورت من شده كبود؟ عمو نبود میدونی چرا موهام گرفته بوی دود؟ عمو نبود میدونی چرا رمق تو زانوهام نبود؟ عمو نبود میدونی چرا رفتم محلّهی یهود؟ عمو نبود حالا كه سرم رو خاک این خرابههاست عمو كجاست؟ حالا كه همش رقیّه زیر دست و پاست عمو كجاست؟ **** از نیمهشبِ گم شدنم تا دَمِ این تشت صد خاطرهی تلخ از این قافله دارم گم گشتهام و بس که دویدم پی ناقه قدر همهی قافله من آبله دارم ما پردهنشینان حرم را چه به بازار؟ از دست اباالفضل عمویم گِله دارم **** من به عمرم سرِ بازار نرفته بودم و رفتم شوق یک بوسهی تو، راهیِ بازارم کرد **** بیتو منم و محلّهی یهودیا، عمو بیا بیتو منم و طعنهی این شامیا، عمو بیا عمو که بود، بهخدا که آتیش روی معجرم نبود عمو که بود، بهخدا کسی پِی گوشوارهم نبود