ای خصم بدمنش! تو مزن تازیانه‌ام

ای خصم بدمنش! تو مزن تازیانه‌ام

[ علی اکبر زادفرج ]
ای خصم بدمنش! تو مزن تازیانه‌ام
من از کنار پیکر بابا نمی‌روم
...
چه نعمتی‌ست نشستن میان مجلس روضه
که جبرئیل در این‌جا فکنده رحل اقامت

کسى که آه ندارد، چه سود آه خجالت؟!
کسى که اشک ندارد، چه سود اشک ندامت؟!

کسی که بار عَلم را به شانه‌اش نکشیده
بعید نیست بمیرد به زیر بار ملامت

کسی که در کفنش تربت حسین نباشد
چه خاک بر سر خود می‌کند به روز قیامت؟!

کسی که نام حسین را شنید و اشک نبارید
به نزد فاطمه ریزد ز دیده اشک خجالت

کسی که کرب‌وبلا را ندید و رفت ز دنیا
ز دوستی چه نشانی؟، ز شیعگی چه علامت؟

غبار خاک عزای تو که بر سر ما شد
برابرش نکنم با هزار تاج کرامت

پس از قیامت عظمای تو به دشت غریبی
خدا قیامت خود را سند زده‌ست به نامت
...
آن‌که خوانده خداش ممتحنه‌ش
چهل نفر خسته‌اند از زدنش

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه علی اکبر زادفرج امام حسین (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های امام حسین (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های علی اکبر زادفرج

نظرات