از اسب واژگون شدی اما بلند شو

از اسب واژگون شدی اما بلند شو

[ علی اکبر زادفرج ]
(از اسب واژگون شدی، اما بلند شو
خورشید خاک خورده‌ی صحرا بلند شو)۲

گیرم که شمر روی تن تو نشسته است 
بر هم بزن قواعدو از جا بلند شو

با جسم چاک چاک نزن چنگ روی خاک 
تنها امید خیمه‌ی زن‌ها، بلند شو 

(دارند می‌زنند تورا پیرمردها 
از دستشان بگیر عصا را بلند شو)۲

مادر رسیده، آبرویش را بخر حسین 
یک یا علی بگو از اینجا بلند شو 

از آب هم مضایقه کردند کوفیان 
ای تشنه‌ی مقطع العضا بلند شو

وقتی که اسب‌ها روی تنت تاختند 
شمر با ریشخند گفت که حالا بلند شو

 این خاک‌ها مناسب این خواب ناز نیست
آتش گرفت خیمه‌ات آقا بلند شو
****
از پای کوب اسب سواران شنیده‌ام 
بردند روی نیزه سری را که تن نداشت

پیچیده بود بر خودش از آتش عطش 
داغی که داشت بر جگر خود حسن نداشت
 
چشمی به چشم قاتل و چشمی به خیمه‌ها
(همراه کاروان خود ای کاش زن نداشت)۲
****
در آخرین دقیقه نگاهش به خیمه بود
ای خاک بر سرم نگران کشته شد حسین

حسین جان...

این پیرمرد کشته نشد بین قتلگاه 
وقتی که دید داغ جوان کشته شد حسین

وقت نماز مغرب خود گریه می‌کنی 
وقت غروب، وقت اذان کشته شد حسین

زخم سنان و نیزه چنان کارساز نیست 
از بس شنید زخم زبان کشته شد حسین

پربازدید ترین شعر روضه علی اکبر زادفرج محرم و صفر امام حسین (ع)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین علی اکبر زادفرج

نظرات