نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بگو حسین که این زنگ خانهی زهراست بگو حسین که این اسم، اسمِ خاصِ خداست بگو حسین که نامش عجیب شیرین است بگو حسین که قندِ مکرّر لبهاست فقط به یک نفر، آن هم حسین گفتم چشم من اختیار دلم دست سیّدالشهداست به شکر این که به ما اذن نوکری داده است تمام عمر اگر سجدهاش کنیم سزاست من از حسین به غیر خودش نمیخواهم زِ یار غیر خودش خواستن خطاست اگر حسین تو را رد کند زبانم لال پناهگاه تو از این به بعد کیست؟ کجاست؟ آهای نوکر آقا مراقب خود باش که در مسیرِ تو صدجور بازیِ دنیاست (در زیر پای اسب، دو کودک زِ دست رفت چون کودکان پیاده بود) میان آن همه زخم و میان آن همه خون هنوز بر نِی زیبایی رُخت پیداست به روز حشر که مردم فراریاند از هم همه به دور حسینیم صحنهاش زیباست برای کربوبلا ثبت نام در روضه است بگو حسین، قلم دست ساقیِ کربوبلاست به چای روضهی ارباب گفتهایم شراب و استکان حسینیه نیز ساغر ماست خودش تمام جهان را سوار کَشتی کرد بگو به نوح که آقای ما دلش دریاست سرش به نیزه عَلم شد که بعد این همه سال به یاد او سر عشّاق تا ابد بالاست نه با شهادت خود آنچنان قیامت کرد که تا قیام قیامت لوای او برپاست دلیر بود ولی جنگ را شروع نکرد حریف، مَرد نباشد جدال بیمعناست حریف آمد و جای حسین خود را کشت حسین علّت هستی، حسین روح بقاست نگو دلیل ندارد به سینه کوبیدن دلیل، سینهی مجروح سیّدالشهداست به یاد حاجیِ ششماهه شور باید داد چنان که هروله از واجبات سعی و صفاست حسین غایت دین است و عالم شیعه اگر حسینشناس است صاحب تقواست غبار قبر بروجردیام همان که نوشت گِل عزای لرستان برای دیده شفاست بریده شاخصهی آذری زبانانم خروش غیرتشان چون قصیدهای غرّاست ببین چه روضهی داغیست نخل یزدیها که یاد یک تن عریان میان یک صحراست جریده و کتل و چلچراغ و طوق و عَلم عَلم بزرگترین یادگار عاشوراست عَلم نماد قیام است مثل سرو رشید عَلم به یاد علمدار خوش قد و بالاست لوای زادهی مرجانه سرنگون گردید ولی هنوز عَلم مثل کوه پابرجاست یزید مُرد و پس از سالهای سال هنوز میان شام عَلم دست زینب کبریست به انتقام علمدار میرسد از راه علاج کار جهان دست یوسف زهراست **** (در زیر پای اسب، دو کودک زِ دست رفت چون کودکان پیاده بود)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد