
اگر لب تشنهی آب بقایی همره ما شو دلت را کربلا کن، دشت تربت شو معلّی شو منیّتها فقر است میخواهی غنی باشی بیا بین گدایانش، بیا همسفرهی ما شو بساط من منم را جمع کن در پیشگاه او خودت را دست او بسپار و سرشار از تمنّا شو نبازی مفت عمرت را دو روز زندگانی را گدایی کن در این خانه و آقای دنیا شو برای شستن دیگ غذای نذری روضه زرنگی کن همیشه زودتر از دیگران پاشو هوا سرد است و سرمای گنه پر کرده دنیا را بنوش از چای داغ روضهی او غرق گرما شو تولّی پیشه کن امّا برای صدق گفتارت به امر حضرت صادق کمی اهل تبرّی شو به درباری که سائل ساحت پیغمبری دارد گدای دست سقّا باش و با افتادن آقا شو برای شستن دیگ غذای نذری روضه زرنگی کن همیشه زودتر از دیگران پاشو تولّی پیشه کن امّا برای صدق گفتارت به امر حضرت صادق کمی اهل تبرّی شو هوا سرد است سرمای گنه پر کرده دنیا را بنوش از چای روضهی او غرق گرما شو شبیه جون اگر ماندی به پای اعتقاداتت برای گرمی آغوش اربابت مهیّا شو در این وادی که یک بال مگس اشکت شفاعت هست بیا اشکی بریز و باعث شادی زهرا شو سریر پادشاهی چیست؟ مسکین نجف بودن رسیدی پای ایوان طلایش تا کمر تاشو **** دست پیش کسی دراز نکن سائل دستهای سقا باش علف هرز هم اگر هستی در زمینِ حسین زهرا باش زیر خنجر به فکر ما بوده ما به فکر گناه ما را باش میل داری به روضهی رضوان هر کجا روضه بود آنجا باش **** چون سنگریزه ما را بین نجف بینداز ریگ نجف به قدر صد کوه زر بیارزد یک یا علی به جای العفو پاکمان کرد این یا علی برای ما آنقدَر بیارزد