تصویر حاج منصور ارضی - می‌نشینیم سر کوی اباعبدالله

می‌نشینیم سر کوی اباعبدالله

[ حاج منصور ارضی ]
می‌نشینیم سر کوی اباعبدالله
به امید رخ نیکوی اباعبدالله

از کریمی خودش بوده که ما هم شده ایم
همه‌ی عمر ثناگوی اباعبدالله

صحن پیشانی ما بوی حسینیه گرفت
از گِل تربت خوشبوی اباعبدالله

اهل معراج نشد هیچ رسولی الّا 
با توسّل به سر موی اباعبدالله

نزد پیغمبر ما خوب تر از هر عملی‌ست
زدن بوسه به بازوی اباعبدالله

دستگیر است اگر از همه‌ی خلق حسین
بوده چون فاطمه الگوی اباعبدالله

رحمت واسعه اش جلوه و یاد حسن است
رفته بر خوی حسن خوی اباعبدالله

نیست انصاف نگوییم از ایمان رباب
ذوب مولا شده بانوی اباعبدالله

فاطمه در صف محشر به سویش خواهد رفت
هرکه رفته قدمی سوی اباعبدالله

مُحرم کعبه‌ی بی دلبر زینب نشویم
قبله‌ی ماست فقط روی اباعبدالله

زودتر خورد زمین خواهر مظلوم حسین
دید تا خم شده زانوی اباعبدالله

نوبت عشق است، عشقم با حسن
سفره را وارده این شب‌ها حسن

صبر او رزم است گرچه بی صداست
صلح او روح قیام کربلاست

ساختن با سوخت یک جوهر است
خون این دل مثل خون حنجر است

هرکه مجنون حسین و کربلاست
مطمئن زیر دین مجتبی‌ست

با اجازه از علی آن صف شکن
می‌نویسم لافتی الّا حسن

غربت او سرّی از اسرار اوست
این شلوغی حرم‌ها کار اوست

آخر یه روز شیعه برات حرم می‌سازه

نامه داد و شاه را امداد کرد
مذهب ما را حسن آباد کرد

امشب امّا تا مدینه راهیم
الله الله امشب عبداللهی

کیست عبدالله عشق پنج تن
حضرت باب الحسین، باب الحسن

یازده ساله ولی شیر نر است
این نواده مثل جدّش حیدر است

عابد شب زنده دار هر شب است
از محافظ‌های عمّه زینب است

نوجوانی اباالفضل است این
یا به بدر آمد امیرالمؤمنین

در رگش خون حسن جاری شده
جان به قربانش چه کرّآری شده

هست این شاخه نبات پنج تن
نذر عاشورایی بابا حسن

ظهر شد دل‌های عالم در تب است
دست عبدالله دست زینب است

یا رب عاشوراست یا که محشر است
یا حسن دستش به دست مادر است

دو نفر بالای تل با حال زار
بی کسی تشنه میان کارزار

دید از بالا که بلوا ساختند
با سر آقا را زمین انداختند

گرگ‌ها خون عمو را می‌خورند
نیزه‌ها دائم به یک جا می‌خورند

آب می‌خواهد غلافش می‌دهند
با نوک نیزه تکانش می‌دهند

غریب گیر آوردندت
با نیزه‌ها می‌زدندت
جلوی چشم خواهرت

آیه می‌خواندند و سنگش می‌زدند
با دلش با خنده آتش می‌زدند

هرچه دارد به دعوا می‌برند
دزدها پیراهنش را می‌برند
*****
من ابن الکریمم
حافظ حریمم
بابایم‌حسین است 
پس کجا یتیمم

خون حسن در من شده جاری
دیگر نمانده در حرم یاری
بهر عمو باید کنم کاری

عموی خوبم ای حسین جانم

از عشق تو مستم
قربان تو هستم
می‌دوم به سویت
تا بگیری دستم

صورت کشیدم بر روی خاکت
سرم نزد سر پاکت
تنم فدای جسم صد چاکت

عموی خوبم ای حسین جانم

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج منصور ارضی عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج منصور ارضی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد