یادش بخیر موی تو را شانه می‌زدم

یادش بخیر موی تو را شانه می‌زدم

[ علی اکبر حائری ]
یادش بخیر موی تو را شانه می‌زدم
افتاده دست شمر چرا خاطرات من
****
جام غم خورده در الست، حسین
رحمت الله واسعه است، حسین

یا علی گفت و از زمین پا شد
در دل هر کسی نشست، حسین

وقتی از دست می‌رود نوکر
می‌زند دست روی دست حسین

آنقدر داد زد ته گودال
که به داد همه رسید حسین

از زرنگی نیزه‌دار نبود
به خدا نیزه را ندید حسین

نگران فشار قبر نباش
پای کارت همیشه هست حسین

کربلایی درِ جهنم را
رو به زوار خویش بست حسین

بغض جامانده در گلوست حسن
از گلو رد شد و شکست حسین
****
زخم سربستۀ درست حسن
روضۀ باز مادر است حسن

شاهد ماجرای سیلی نه نه
ضربه‌های مکرر است حسن

روضۀ دست و پاست مال حسین
روضۀ صورت و سر است حسن

****
نگاه می‌کنن، خون زهرای منو مُباه می‌کنن
صداتو شکست، با لگد زد دوتا دنده‌هاتو شکست
پناهو زدن، دسته جمعی زن پا به ماهو زدن
...
****
گل کرده وقتی کینۀ تو
می‌شکنه آیینۀ تو
اونقدر غریبی که باید شمر
پا بذاره رو سینۀ تو

خنجر کند رو رو حنجر گرفت
پنجه‌هاشو به موی سر گرفت
نالۀ بُنیه اومد تنش
پشت و رو شد دل مادر گرفت
****
دوازده ضربه زد راحت نبرید
سرت رفت و تنت تو خون می‌غلطید

هلال می‌گفت که شمرو دیدم اما
نمی‌دونم چرا دستاش می‌لرزید
****
عریان موندی رو خاک صحرا من
با احترام خاکت کردن...
****
هی کُند می‌بره لشکر کلافه شه
فکر کن سنان که هست، شمر هم اضافه شه
****
کمتر بزن بازوی خود را بر زمین
شرمنده‌ام کردی یل ام البنین
****
شیری افتاد ز پا و همگی شیر شدند
گذر گرگ به آهوی حرم‌ها...

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر عبدالله بن الحسن (ع)

محبوب ترین محرم و صفر عبدالله بن الحسن (ع)

محبوب ترین علی اکبر حائری

نظرات