شیری افتاد ز پا و همگی

شیری افتاد ز پا و همگی

[ علی اکبر حائری ]
عمه ببین عمومو تنها گیر آوردن
ببین چجور گرگا بهش هجوم آوردن

شیری افتاد ز پا و همگی شیر شدند
گذر به آهوی حرم‌ها افتاد

محاسن عمو محکم تو دستشه
داره با یه دست دیگه موهاشو می‌کشه
من بی‌وضو موی تورا شانه نکردم

عده ای تو گودال عده‌ای تو کمین
از درد داره پاشو همش می‌کشه رو زمین

اینقدر با خنجرت جولان نده دور و برش
گریه دارد می‌کند بالای مقتل مادرش

چکمت را بی‌ادب بردار از روی پرش
تا که نفرینت نکردم دست بردار از سرش


این لب خشکیده را یک ذره تر کن لااقل
از اذیت کردن جسمش حذر کن لااقل

بردن امامه را صرف نظر کن لااقل
خنجر وامانده‌ات را تیز تر کن لااقل

گریه‌ی ما را در آوردی چرا لج می‌کنی
گردنش را بر خلاف پیکرش کج می‌کنی

دو گونه ز یک ضربت آسیب دید
یکی شد کبود و یکی سرخ رنگ

(بانوی من قلندر خوبی نبودم
من را ببخش شوهر خوبی نبودم

با درد دنده‌های شکسته جدال کن
تقصیر دست بسته من شد

آنقدر ضربه پا خورد به در تا که شکست
آنقدر شاخه تکان خورد که باری افتاد


بعد یک عمر مراعات کنیزان حرم
فضه‌ی خادمه آخر به چه کاری افتاد

ممنونم اگر نروی، می‌میرم اگر بروی
زهرا مرو زهرا)

(لطفی کرده ای تو به من مادرم نکرد
ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین)

(شیری افتاد ز پا و همگی شیر شدند
گذر گرگ به آهوی حرم‌ها افتاد)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر عبدالله بن الحسن (ع)

محبوب ترین محرم و صفر عبدالله بن الحسن (ع)

محبوب ترین علی اکبر حائری

نظرات