نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

افتادم تو قتلگاه یُمّاه یُمّاه یُمّاه موندم زیر دست و پا یُمّاه یُمّاه یُمّاه حال و روزمو نگاه یُمّاه یُمّاه یُمّاه کجای ببینی تو مقتل حسینت غریبه عزیز بوتراب روی خاکا خدُّالتّریبه (یُمّاه اَنَاالمظلوم) گیر افتادم به خدا یُمّاه یُمّاه یُمّاه تیر میاد هی بی هوا یُمّاه یُمّاه یُمّاه با سنگ و چوب و عصا یُمّاه یُمّاه یُمّاه دورَمو گرفتن یه عده لاابالیِ مست قراره سر من بینشون بچرخه دست به دست (یُمّاه اَنَاالمَذبوح) لشکریانِ خیرهسر چند نفر به یک نفر یُماّه اَناَالغرَیب اومد شمر بی حیا یُمّاه یُمّاه یُمّاه مادر جان جلو نیا یُمّاه یُمّاه یُمّاه نگاه نکن تو رو خدا یُمّاه یُمّاه یُمّاه برو که موقع سر بریدن من الانه لباسی که دوختی تیکههاش تو دست سَنانه ******* یادش بخیر موی تو را شانه میزدم افتاده دست شمر همه خاطرات من
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد