نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

افتادم تو قتلگاه یوماه یوماه یوماه موندم زیر دست و پا یوماه یوماه یوماه حال و روزم و نگاه یوماه یوماه یوماه کجایی ببینی تو مقتل حسینت غریبه عزیز بوتراب روی خاکا خد و تریبه یوماه اناالمظلوم ... گیر افتادم به خدا یوماه یوماه یوماه تیر میآد هی بیهوا یوماه یوماه یوماه با سنگ و چوب و عصا یوما یوماه یوماه دورمو گرفتن یه عده لاابالی مست قراره سر من بینشون بچرخه دست به دست یوماه اناالمظلوم ... اومد شمر بیحیا یوماه یوماه یوماه مادر جان جلو نیا یوماه یوماه یوماه نگاه نکن تورو خدا یوماه یوماه یوماه برو که موقع سر بریدن من الانه لباسی که دوختی تکههاش تو دست سنانه یوماه اناالمظلوم ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد