
صلّ الله علیک یا عطشان یا مظلوم، شاهِ در خون غلتان حسین، غریب تُو قتلگاه تو رو زدن عجیب حسین، شکست با چکمه شمر رُو سینه تا نشست زده با مُشت یه جوری پنجه به موت گذاشته خنجرش رو زیر گلوت میخواد که خواهرت بیچاره بشه رُو حنجرت یواش یواش میکِشه (حسین، وا)... آقای مظلومی، سرداری تنهایی دست شمر افتادی حسین، ذبیح شده تنت به نیزهزار شبیه حسین، قفا رگ گلوت شده هجا هجا تموم پیکرت بریده شده رُو خاکا صورتت کِشیده شده چیکار داره تُو قتلگاه آخه زن؟ میخنده هِی سنان به نالهی من (حسین، وا)... تُو قلبِ این مقتل آشوبه دستاشون یا تیغه یا چوبه حسین، کفن تو سهمِ چندتا گرگی یوسفِ من حسین، عقیق میبینی ساربان تُو دستشه تیغ رسیده تا عقیقتو ببَره که غارتت بشه حسین یهسره گرفته کلِّ قتلگاهتو خون دلت برای خیمه شد خون چشم تو سوی خیمه تُو خطر افتاد آبروی خیمه از های و هوی خیمه معلومه رفته یکی توی خیمه آخ بمیرم من، درآورد اشک رقیه رو وای الان میکُشه بچه رو داره میدوئه رُو خارا، یکی داد میزنه درنرو (حسین، وا)...