گرگای درنده گریه میکنن
حسین طاهریپسندیدن600+
بازدید231K
(گرگای درنده گریه میکنن ولی شمر تو گودال میخنده) ۲ (همه به چادرم دخیل میبندن ولی شمر دستمو میبنده) ۲ (نورِ دیدهی من به خون تپیدهی من) ۲ سایهبونِ تنِ قدِ خمیدهی من با گریه رگاتو میبوسم سر بُریدهی من آه نیزه خورده جای بوسهی رسول الله آه من تنهام و شمر با هزار نفر همرام آه حسینمو کشتن اِنّا لِله..... میبینم وحوش همه سیرابن ولی تو، تو گودال عطشانی سربازا لباس جنگی دارن ولی تو رو خاکا عریانی شاهِ بیسرِ من ۲ غریبِ مادرِ من ۲ باورم نمیشه تویی برابر من مثل پیرهن کهنهی تو میره معجر من کوتاه اومدن همه شمر نمیاد کوتاه پهلوت نیزه میخوره میگی وا اُمّا