نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من از کجا بگم؟ از توی قتلگاه هرچی صدا زدم حسین، نمیرسه صدا بلندشو ای داداش، خیمهها رو ببین با رفتنت شروع میشه غارت خیمهها ای عزیز خواهر غریب مادر، کجایی؟ هرجا نگاه کنم نیزه و خنجری تو بدنت سجده میره رکعت آخری عزیز مادری بمیره خواهرت برات چرا تو بیسری؟ عزیز مادری زیر نیزههایی، (کجایی؟)٣ ... انشاءالله رو تنت، گل میریزن همه نیزه رو چه به سینهی عزیز فاطمه چی گفتم و چی شد، چی دیدم از رو تل چیها اومد سرت داداش، هر چی بگم کمه ای عزیز خواهر غریب مادر، کجایی؟ میام ببینمت، ببین یواش یواش میگردم و صدام کنی از زیر نیزه کاش تو رو خدا داداش صدام بزن که خواهرت در نمیاد صداش روی نیزههایی، (کجایی؟)٣ ... ای بدن غریب، عزیز من تویی چجوری باورم بشه که این بدن تویی؟ نمیشه باورم، که زیر نیزهها این بدنی که شد بدون پیرهن تویی ای عزیز خواهر غریب مادر، کجایی؟ دارم میبینمت، تمام کربلا هم توی قتلگاهی و هم روی نیزهها کدوم طرف بیام؟ من یه قدم سمت تو اومدم، تو هم بیا زیر دست و پایی، (کجایی؟)٣ ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد