میگن یکی برات یه کاسه آب آورده ای مادر مرده ... خودت بگو کی پیرهن کهنهت رو برده ای مادر مرده ... غروب جمعه بعد عاشورا دلگیر شد زهرا دلگیر شد ... همین که شمر سرو برید، دنیا دلگیر شد زهرا دلگیر شد ... کوتاه نیومد، گفتم باهات راه بیاد راه نیومد بیجشم و رو، اونی که با خواهرت روبهرو من تاب ندارم تو تشنته ولی من آب ندارم مادر بمیره، از کی سر زخمتو پس بگیرم اوضات بههم ریخت ... شمر دست تو موت کرد و موهات به هم ریخت دیره حسینم ... داره سنان میره خیمه حسینم