شب اخری همه دل هاشون خون اه

شب اخری همه دل هاشون خون اه

[ امین قدیم ]
این شب آخری همه دلاشون خونو ...
سکینه زاره و رقیه اشم گریونو ...
یه جوری بابا رو بغل می گیره انگار ...
قراره که دیگه نبینه بابا جونو ...
بابا میای دوباره بازی بام مگه نه ؟
بابا می زنی شونه به موهام مگه نه ؟
بابا تو بغلت بازم میام مگه نه ؟
بابا جونم مراقب خودت باش ...

*****
بغض گلوی زینبش شکست تو خیمه ...
تا که حسین لباس کهنشو می پوشید ...
سه روزه که دیگه نداره طاقت زینب ...
بیرون خیمه آه مادرش رو می شنید ...
داداش می شنوی آه مادرو مگه نه ؟
داداش آخر می بُرن حنجرو مگه نه ؟
داداش می بَرن آخر معجرو مگه نه ؟
برای غربتت داداش بمیره زینب ...
هر کی اومد جلو تو رو می زد با حربه ...
از روی تل دیدم که شمر جلوتر اومد ...
جلوی مادرم می زد دوازده ضربه ...
مادر دیدی که دست و پا می زد مگه نه ؟
مادر دیدی که از قفا می زد مگه نه ؟
مادر خنجرو بی هوا می زد مگه نه ؟

پربازدید ترین زمینه محرم و صفر عصر عاشورا - قتلگاه

محبوب ترین محرم و صفر عصر عاشورا - قتلگاه

محبوب ترین امین قدیم

نظرات