
سربریدند و نگفتند، که مادر داری به روی تلِ پر از خاک، تو خواهر داری سر بریدند و نگفتند، کسی میبیند خوب شد صورت تو زیر سم اسب نرفت میگن یکی برات یه کاسه آب آورده ای مادر مرده، ای نیزه خورده خودت بگو کی پیرهن کهنهت رو برده ای نیزه خورده، ای نیزه خورده کوتاه نیومد، گفتم باهات راه میاد راه نیومد بی چشم و رو بود، اونیکه با خواهرت رو به رو بود من تاب ندارم، تو تشنته من ولی آب ندارم اوضات به هم ریخت، شمر دست تو موهات کرد و موهات بهم ریخت پیر حسینم، داره سنان خیمه میره حسینم حسین..