افتادم تو قتلگاه یُمّاه یُمّاه یُمّاه موندم زیر دست و پا یُمّاه یُمّاه یُمّاه حال و روزمو نگاه یُمّاه یُمّاه یُمّاه کجایی ببینی، تو مقتل حسینت غریبه عزیز بوتراب، روی خاکا خدُّالتّریبه (یُمّاه اَنَاالمظلوم) ٢ گیر افتادم به خدا یُمّاه یُمّاه یُمّاه تیر میاد هی بیهوا یُمّاه یُمّاه یُمّاه با سنگ و چوب و عصا یُمّاه یُمّاه یُمّاه دورمو گرفتن، یه عده لااُبالیِ مست قراره سر من، بینشون بچرخه دست به دست (یُمّاه اَنَاالمظلوم) ٢ اومد شمر بیحیا یُمّاه یُمّاه یُمّاه مادر جان جلو نیا یُمّاه یُمّاه یُمّاه نگاه نکن تو رو خدا یُمّاه یُمّاه یُمّاه برو که موقعِ، سر بریدن من الانه لباسی که دوختی، تکههاش تو دست سنانه (یُمّاه اَنَاالمظلوم) ٢ * * * * غریب گیر آوردنت با هرچی میشد زدنت جلو چشای مادرت آه یُمّاه یُمّاه یُمّاه ...