در انتظار تو چشمم همیشه بارانیست
حاج منصور ارضیپسندیدن7
بازدید2.4K
به عرش خدا قائمه، زینبم به کرب و بلا خاتمه، زینبم علمدار بیواهمه، زینبم علی در رخ فاطمه، زینبم نبینم دو چشم تَرَت را، حسین تو خوشحال کن خواهرت را، حسین بخواهی به میدان قدم میزنم سپاه عدو را بهم میزنم برای تو شمشیر هم میزنم یَلان را ز سطح قلم میزنم همه ماسَوا بین مشت تو است که زینب چنان کوه، پشت تو است آمدم پیش تو بهتر بشوم مثل زهرای تو حیدر بشوم قبل از آن لحظه که مادر بشوم قسمتم بود که خواهر بشوم خواهشاً نَهیِ مُؤَکَد نکنی دستِ خالی مرا رد نکنی ما دوتا گریهکُنانِ حسنیم روضهایم و اثر سوختنیم مثل یک روح میان دو تنیم تا به کِی حرف دو پهلو بزنیم جان من، جان خودت، جان حسن انقدر زود دلم را نشکن کِی تو از خواهر خود بیخبری مُردم از داغ غم تو سحری میشود دو پسرم را ببری منِ دلسوخته را هم بخری با تو و اینهمه دشمن چه کنم؟! تو که غصه بخوری، من چه کنم؟! رو به تو موقع دیگر نزدم بوسه بر گونهی اصغر نزدم شانه بر گیسوی اکبر نزدم حرفی از پهلوی مادر نزدم من که از شرم نگاه تو پُرَم قسم مادرمان را بخورم؟! تا به کِی نالهی حسرت بکشم خاک پای تو به صورت بکشم رد کنی دستمو، منت بکشم باز هم از تو خجالت بکشم