كاش می شد كه عمو از سفرش برگردد
حاج منصور ارضیپسندیدن2
بازدید400+
كاش می شد كه عمو از سفرش برگردد یا كه عمه نفسی از نظرش برگردد یا رها كن بروم یا كه دعا كن شاید سر این سینه ی خونین پسرش برگردد پسرش نیست عمو هم كمرش خورد شده باز كن دست مرا تا سپرش برگردد یا به گودال روم تا كه حرامی نزند یا روم علقمه شاید قمرش برگردد هركسی آمده و سهم خودش را كنده چقدر سخت شده بال و پرش برگردد تا غنیمت برسد بر خودشان جار زدند لشگری هست اگر دور و برش برگردد هیچ كس نیست بگوید كه زنا زاده نزن صبر كن تا نفس مختصرش برگردد حرمله از سه طرف راه نفس بند آورد چه كنم جان به تن محتضرش برگردد تیرهایی كه فرو رفته و نشكسته هنوز می كشند از بدنش بیشترش برگردد ازدحامی ست در آن گودی و بلوا شده اش شمر رفته پسرش با خبرش برگردد از همین فاصله هم می شنوم می كوبد كاش می شد كه سنان با تبرش برگردد شمر با ضربه ی پایش بدنش را چرخاند می كِشد موی سرش را كه سرش برگردد