دست كریم هست كه نذر خدا شود
حاج منصور ارضیپسندیدن3
بازدید1.5K
دست كریم هست كه نذر خدا شود وقتی نیاز بود به وقتش جدا شود از عمه ام بخواه كه دستم رها شود هر كس كه كوچك است نباید فدا شود ؟ باید برای خود جگری دست و پا كنم با دست كوچكم سپری دست و پا كنم رفتی و ریخته است به هم خیمه ها عمو فریاد می زنند عموجان بیا عمو آخر نشسته ای سر زانو چرا عمو تا من نیامدم نزنی دست و پا عمو یك نیزه ای نمانده دفاع از عمو كنم یورش بیاورم همه را زیر و رو كنم خون رفته است از بدنت، پس تكان نخور پاره شده است پیراهنت، پس تكان نخور وا می شود شكاف تنت، پس تكان نخور نیزه گرفته بر دهنت،پس تكان نخور طاقت بیار تشنه لب در برابرم دارم می آیم آب برایت بیاورم با نیزه ای خمیده شدی عمه ام خمید آمد صدای سینه ی تو عمه ام شنید یك نیزه ای بلند توی گردن تو دید تا خیمه ها صدای مناجات تو رسید هرچند شمر بر دهنت پا گذاشته هرچند سنگ بر بدنت پا گذاشته