تصویر حاج منصور ارضی - حق تعالی روز اول آفریدم

حق تعالی روز اول آفریدم

[ حاج منصور ارضی ]
(حق تعالی روز اول آفریدم با حسین)۲
مکتبِ توحیدِ حق را بر گزیدم با حسین

با حسین‌ابن‌علی سرمایه دار عالمم
دست از دنیا و اهل آن کشیدم با حسین

برکت این زندگی هم، از محرم شد شروع
می‌شود تحویل هر سالِ جدیدم با حسین

سجده روی تُربَتِ او پرده‌ها را زد کنار
تا کجاها که نمی‌دانم رسیدم با حسین

گریه کردن، روضه خواندن، نوکری، سینه‌زدن
طعم‌های بی‌نظیری را چشیدم با حسین

نوکری را از پدر آموختم یادش بخیر
نوکری کردم فراوان، خیر دیدم با حسین

کار او را من اگر بر خود مقدم ساختم
روزِ محشر نزد زهرا رو سپیدم با حسین

قطره‌ی اشک عزایش شست‌شویم می‌دهد
بعد هیئت باز انسان جدیدم با حسین

سخن اهل عشق این سخن است 
(کربلا در احاطه‌ی حسن است)۲

هر کسی رو به کربلا کرده 
باطلا رو به مجتبی کرده

بزم مارا حسن فراهم کرد
او حسین را عزیز عالم کرد

این همه مجلس مصیبت‌ها
پرچم یا حسین هیعت‌ها

خیر هارا به ما حسن داده
او به ما اذن سوختن داده

میوه‌ی نور می‌دهد شجرش
ای به قربان هر دوتا حسنش

با حسن جان تازه می‌گیرم
امشب از او اجازه می‌گیرم

که بگویم ز جلوه‌ی آن ماه
مددی یا جناب عبدالله

یازده سال است صبت شکن است
پس یتیم حسن خودش حسن است

دست آورده جای شمشیرش
همه مانند مات مات تکبیرش

حق شده، پیش هو بزرگ شده
این پسر با عمو بزرگ شده

از روی تَل خدا خدا می‌کرد
عمواش را فقط صدا می‌کرد

چه عمویی میان چند سپاه
تشنه‌ای در میانِ قتلگاه، در میان قربانگاه

صحنه را تا که دید گفت حسین
دست خود را کشید گفت حسین

حسن کربلا به جان آمد
پا برهنه دوان دوان آمد

آمد و دید گریه بی‌اثر است
یک نفر روی سینه‌ی پدر است

پاره پاره شده پیراهنش
میزنند با قلاف در دهنش

بند بندش تنش گسسته شده
نیزه‌ها بر تنش شکسته شده

داد زد ای‌عموی خون جگرم
غم نخور من برای تو سپرم

چشم بر سمت خیمه گاه ندوز
دست ناقابلم که هست هنوز

میدهم دست در برابر تو
تا بلا دور باشد از سر تو

دیدی آخر تنم ز عشق تو سوخت
تیر من را به جسم تو میدوخت

(قربانیه عشق شاه کربلایم
از نسل کریمم کور مجتبایم)۲

(مجنون تو بودم از روز ولادت)۳
مست و بی قرارم از جام شهادت

واویلا عمو جان...

(قربانی عشق شاه کربلایم)۴
از نسل کریمم کور مجتبایم

(مجنون تو بودم از روز ولادت)۲
(مست و بی قرارم از جام شهادت)۲

واویلا عمو جان...

مانده از مدینه بغضی در گلویم
می‌آیم ز خیمه امداد عمویم

روی سینه‌ی تو با خون دیده بسته
مثل مادر تو دستم را شکسته

واویلا عمو جان...

صبر کردم‌، کشته‌ها دیدم ز تو در این زمین
هیچ تاب زنده ماندن را ندارم بعد از این

رفع یک یک از برم حتی گل شش ماهه‌ام
شد پس از اکبر عمو عباس هم نقش زمین

قاسمم رفت و نمانده یادگاری از حسن
جز من و دست و سرم یبن‌الامیر المومنین

تا کجا بینم غریبیِ تو را در کار زار
طاقت ماندن ندارم تا تو هستی بی معین

(آه ای عمه بیین شمشیر هارا گرد مو)۲
زود خود را می‌رساندم بر عموی نازنین

آی فرزند زِنا داری عمویم می‌کُشی
می‌کِشی تیغ زلالت بر امام مسلمین

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج منصور ارضی عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج منصور ارضی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد