سخن اهل عشق این سخن است کربلا در احاطهی حسن است هر کسی رو به کربلا کرده باطناً رو به مجتبی کرده بزم ما را حسن فراهم کرد او حسین را عزیز عالم کرد اینهمه مجلس مصیبتها پرچم یا حسین هیئتها خیرها را به ما حسن داده او به ما إذن سوختن داده میوهی نور میدهد شجرش ای به قربان هر دو تا پسرش با حسن جانِ تازه میگیریم امشب از او اجازه میگیریم که بگویم ز جلوهی آن ماه مددی یا جناب عبدالله