تصویر حاج محمدرضا طاهری - از خیمه به دیدنت، به سر آمده‌ام

از خیمه به دیدنت، به سر آمده‌ام

[ حاج محمدرضا طاهری ]
از خیمه به دیدنت، به سر آمده‌ام
شاید که به آخرین نگاهت برسم

خوردم به زمین و مُردم و زنده شدم
تا بلکه عمو، به گَردِ راهت برسم

شرمنده اگر که دیر کردم، نگذاشت
این لشگرِ تیغ و نیزه راحت برسم

ای وای، به زخمِ بی شمار اُفتادی
دیدم که چقدر، پخش و پار اُفتادی

هر نیزه که بر تنت، توقف می‌کرد
یک قطعه برای خود، تصرّف می‌کرد

سر پنجۀ گرگ، تکه تکه می‌کرد
هر مرتبه حمله، رو به یوسف می‌کرد

دیدم که چگونه قاتل از عاقبتت
با قهقهه اظهارِ تأسف می‌کرد

بر سینۀ تو، ثوابِ نحرِ گلویت
نامَرد به این و آن تعارف می‌کرد

آنقدر به عشقِ تو تَقَلا کردم
در آن همه نیزه‌دار، جا وا کردم

شمشیر، هوا رفته، هیاهو شده است
موی تو گرفته و به زانو شده است

در تُحفه تَنِ ریخته‌ات، حس کردم
حالاست که وقتِ نذرِ بازو شده است

شمشیر فرود آمد و تقدیمت گشت
دستی که فقط بند به یک مو شده است

از تیرِ سه شعبه‌ای در آغوشت باز
یک حنجرِ خشک، زیر و بر رو شده است

در زیرِ سُمِ اسب، به مقتل دیدم
زُوّارِ تو، یک شکسته پهلو شده است

***

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمدرضا طاهری عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد