نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حالِ دل خیلی خرابه، کارِ دل ناله و آهه شب پنجم اومد از راه، دلِ ما تو قتلگاهه چِقَدَر تیر چِقَدَر سنگ، چِقَدَر نیزه شکسته روی خاک تو موجی از خون، یوسف زهرا نشسته بلند مَرتَبه شاهی ز صدر زین اُفتاد اگر غلط نکنم عرش بر زمین اُفتاد بلند مرتبه شاهی و پیکرت اُفتاد همین که پیکرت اُفتاد، خواهرت اُفتاد تو نیزه خوردی و یک بار بر زمین خوردی هزار مرتبه زینب برابرت اُفتاد همین که از وسط جمعیت دو تا چکمه رسید اول گودال مادرت اُفتاد **** اون کیه میره تو گودال، گمونم یه نوجَوونه مثلِ بچه شیر میمونه، وقتی که رَجَز میخونه میگه من هنوز نَمُردَم، که عَمومو دوره کردید سی هزار گرگ دور یک شیر، به خدا خیلی نامردید (لشگریانِ خیره سَر، چند نفر به یک نفر) از امامش مثلِ مادر، تو بَلا رَفعِ خَطر کرد جلوی طوفانِ شمشیر، لاله دستشو سپر کرد توی خون داره میخنده عمو جون دیدی که مَردَم اگه تو خیمه میموندم، جونِ عمه دِق میکردم خداروشکر نمیمونم، تو غروبِ قتل و غارت مثل بابام نمیبینم، سوی ناموسم جسارت خداروشکر نمیبینَم، دستِ عمه رو میبَندَن پای نیزهی اَبَاالفَضل، به اسیریمون میخَندَن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد