به ماه، ماه سر نیزه را نشان میداد

به ماه، ماه سر نیزه را نشان میداد

[ حاج علی کرمی ]
به ماه، ماهِ سر نیزه را نشان می‌داد

رقيه توليت آستان رأس شريف
به ماه اذن زيارت در آسمان می‌داد

هزار حوريه از چادرش زمين می‌ريخت
اگر كه چادر خود را کمی تكان می‌داد

گرسنه بود ولی از كرامتش اين بس
به دست دشمن خود رزق آب و نان می‌داد

توان پا شدنش را گرفت سيلی زجر
وگرنه پيش پدر ايستاده جان می‌داد

شبانه از لب بابا كمی شكايت كرد
چرا كه بوسه بر آن چوب خيزران می‌داد

من از بس غصه دارم که میشه صد تا کتابش کرد
کدومش رو بگم آخه نمیشه انتخابش کرد

گذشت از من ولی ای کاش یکی بود یادشون می‌داد
نباید دختر شاه و به جز خانوم خطابش کرد

اگه چشمام نمی‌بینه دلیلش دستای زجر
یه دونه سیلی زد اما باید صد تا حسابش کرد

یک لحظه یادم رفت اسم من رقیه است
سیلی که خوردم عمه را هم تار دیدم

به روی خاک صحرا من با این انگشتای زخمی
نوشتم اسم تو اما سنان با پا خرابش کرد

همه سوختند برای من منم سوختم برای تو
تن افتاده رو خاک دل من رو کبابش کرد

می‌سوزونه منو داغ تنور خانه‌ی خولی
کجا رفت اون محاسن که علی اصغر خزابش کرد

تقصیر حرارت تنور است این سوختگی زیر چانه
نشناختمت در اول کار نفرین خدا بر این زمانه

کی زیر گلوت را عزیزم این طور بریده آشیانه

قدم خمیده بر نگشتی
موم سفیده بر نگشتی
رفتی سفر اما تا حالا حنجر بریده بر نگشتی

درد و دل زیاد نکردیم با هم
من و تو یک کوه دردیم با هم
دست نداری که منو ناز کنی
پا نداری که بگردیم با هم

دختران شام می‌گردند به همراه پدر
کاش می‌شد تا با خود بگردانی مرا

خيزران از حرمتم بر خاست
اما بد نشست ...

کاش ای بابا نمی‌بردی به مهمانی مرا
دخترت نازک‌تر از گل از کسی نشنیده بود

گوش من چون چَش شد اسبابِ حیرانی مرا
چند شب بی‌بوسه خوابیدم دهانم تلخ شد 

نیاوردم به روت اما نمیشه 
بمونم تا ابد تنها نمیشه
تو رفتی و من از دنیا که میرم سر خونی برام بابا نمیشه

چهل منزل دست قاتل بودی
برگشتی حیف ای کاش کامل بودی

امشب مگه مهمون نداری
درهمی سامون نداری
من خیزرون خوردم عزیزم
تو چشیده دندون نداری

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج علی کرمی حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج علی کرمی

نظرات