تصویر حاج محمدرضا طاهری - در رگ رگش نشانه ی خون كریم بود

در رگ رگش نشانه ی خون كریم بود

[ حاج محمدرضا طاهری ]
در رگ رگش نشانه ی خون كریم بود 
او وارث كمال پدر از قدیم بود 

دست عمو به گیسوی او چون نسیم بود 
این كودك شهید، كه گفته یتیم بود؟ 

وقتی حسین سایه ی بالای سر شود 
كو آن دل یتیم كه تنگِ پدر شود 

در لحظه های پُر تپش نوجوانی اش 
با آن دل كبوتری و آسمانی اش 

با حكم عمه، عمه ی قامت كمانی اش 
بر تل زینبیه بُود دیده بانی اش 

ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺤﻀﺮ ﻋﻤّﻪ ﺭﺳﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ 
ﺩﻭﺭ ﻋﻤﻮ ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﻏﺮﯾﺒﯽ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ 

خورشید را به دیده شفق گونه دید و رفت 
از دست ماه دست خودش را كشید و رفت 

از خیمه ها كبوتر عاشق پرید و رفت 
تا قتلگاه مثل غزالی دوید و رفت 

می رفت پا برهنه در آن صحنه ی جدال 
می گفت عمه، جانِ عمو كن مرا حلال 

دارد به قتلگاه سرازیر می شود 
مبهوت تیر و نیزه و شمشیر می شود 

كم كم خمیده می شود و پیر می شود 
یك آن تعلّلی بكند دیر می شود 

در موج خون حقیقت دریا نشسته است 
دورش تمام نیزه و تیر شكسته است 

این سایه ای كه روی عمو اوفتاده است 
از یك حرام زاده ی سرمست باده است 

تا دید یك ستاره در آنجا ستاده است 
شمشیر را حواله ی خورشید داده است 

عبد خدا ز خون به نمازش وضو گرفت 
بازو سپر برای گلوی عمو گرفت 

دستش بُرید و گفت كه ای وای مادرم 
رنگش پرید و گفت كه ای وای مادرم 

آهی كشید و گفت كه ای وای مادرم 
در خون تپید و گفت كه ای وای مادرم 

وقتی كه ضربه آمد و در استخوان نشست 
در عرش قلب فاطمه چون پهلویش شكست 

خونش حنا به روی عمویش كشیده است 
از عرش آفرین پدر را شنیده است 

مشغول ذكر بانوی قامت خمیده است 
تیری تمام قد به گلویش رسیده است 

تیری كه طرح حنجره اش را به هم زده 
آتش به جان مضطر اهل حرم زده 

یعقوب را بگو كه دو تا یوسفت به چاه 
ماندند در میانه ی گرگان یك سپاه 

فریاد مادرانه ای آید كه آه آه 
دارد صدای اسب می آید به قتلگاه 

دَه اسبِ نعل خورده ی سنگین تن آمدند 
ارواح انبیا همه با شیون آمدند

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمدرضا طاهری عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد