نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گریونم پدر تا سحر منتظرت میمونم پدر تو خرابه روضه میخونم پدر گریونم پدر از تو دلخورم تو که نیستی از همه سیلی میخورم توی خیمه سوخت گلهای چادرم از تو دلخورم بابا محزون اومدی دعاهام گرفت زیر بارون اومدی پس چرا با چشمای پُرخون اومدی؟ محزون اومدی... اوضاع روبهراست بالش سرم رو سنگِ ویرونههاست خودت از زجر بپرس گوشوارهم کجاست اوضاع روبهراست بازار بردنم چشم تو روشن تو انظار بردنم چقدَر با اذیّت و آزار بردنم بازار بردنم تو خواب میزنه منو با بغضِ ابوتراب میزنه بهخدا منو واسه ثواب میزنه تو خواب میزنه عطشان کشتنت وقتی که میخوندن قرآن کشتنت پیکرت موند رو زمین عریان کشنتت عطشان کشتنت بابا مبهم کشتنت بابا میگن چند نفر باهم کشتنت سر صبر و حوصله کمکم کشتنت مبهم کشتنت بیکس کشتنت بودی واسه خیمه دلواپس کشتنت قتل صبرت کردن از بس کشتنت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد