نظرات
1 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
سلام لطفا متن راهم بزارید ممنون از لطف ومحبت شما عزیزان
۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴

خواب بودم یه خُرده بد بیدار شدم یکی داشت نعره میزد بیدار شدم رو سرم دست میکشیدی پا بشم بعد تو هی با لگد بیدار شدم بعد رفتن تو مهربون من خواهرت میشه بلاگردون من میشینم با دندونام قصّه میگم یکی بود یکی نبود دندون من دستای مردای شامی سنگینه بعد سیلی چشم من تار میبینه تاریِ چشام فدا سرت، فقط تو رو خوب نمیبینم بدیش اینه دشمنای تو امونم نمیدن زیر آفتاب سایبونم نمیدن به کنیزا اینجا نون خشک میدن باباجون به من همونم نمیدن ***** ز خانهها همه بوی طعام میآمد ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم حسین...
1 نظر ثبت شده

سلام لطفا متن راهم بزارید ممنون از لطف ومحبت شما عزیزان