تصویر حاج محمدرضا طاهری - بابا کجا بودی به من دشنام دادن

بابا کجا بودی به من دشنام دادن

[ حاج محمدرضا طاهری ]
بر جسم و بر روحم عذابی تاب دادند

بابا کجا بودی به من دشنام دادند

زن‌های خود را از نظر مخفی نمودند

ما را عیان کردند بارها نشان دادند

در مجلس می حاضرین بسیار بودند

به غایبین هم در خفی پیغام دادند

بوی غذا می آمد از مطبخ سراشان

من گشنم بود آن زمان که شام دادند

حتی خودم هم باورم شد یک کنیزم

از بس مرا اینگونه اینان نام دادند

به جد من بگو با سنگ و آتش مزد رسالت را زپشت بام دادند

فریاد زد یک مرد نامحرم سرما عمه جوابش ولی آرام دادند

حکم زدن با چوب بر روی لبت را این قوم بی‌دین باکدام احکام دادند

ای عمه دخترهای شامی را خبر کن شاید ببینم دشت به بازی راهم دادند

خواب دیدم عمو اباالفضلم زود با مشک آب برگشته

به سروروی  دختران حرم خواب دیدم حجاب برگشته

خواب دیدم که پشت بابایم در عزای عمو دوتا نشده

خواب دیدم که کاروان اصلا وارد خاک کربلا نشده

خواب دیدم به خانه برگشتیم با جوان‌ها و پیرها، زن و مرد

مدتی بعد هم به خیر و خوشی قاسم‌بن‌الحسن عروسی کرد

جرات حرکت و نظاره نداشت باد هم درحدود خیمه ما 

خواب دیدم هنوز بالا بود مثل پرچم عمود خیمه ما

خواب دیدم که من عروس شدم شده‌ام یک ستاره‌ی تازه

و عمویم برای هدیه به من داده یک گوشواره‌ی تازه

رنگ سیلی نداشت صورت من شبنمی هم به من نمی‌زد دست

برلبم خنده و خیالم تخت که عمویم مراقب من هست

خواب دیدم نگاه نامحرم به زنان خیام جایز نیست

خواب دیدم لباس سبز عمو همچنان سبز مانده قرمز نیست

خواب دیدم سر علی‌اصغر روی نی‌ها فرو نمی‌گردد

هیچ کس پشت خیمه‌های حرم آه دنبال اون نیست

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمدرضا طاهری حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد