نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بچه اگه گریهاش بگیره باید بغل کنیش بگی نازی باید آرومش کنی با بازی نه اینکه با سر بریده دختری که سهساله باشه حساسه خیلی زود میاد اشکاش شیریه و ضعیفه دندوناش بهش نمیزنن کشیده دختر به بابا خیلی وابسته است غصّه نداره تا بابایی هست آخ بمیرم برات رقیه یه چشمت اشکه، یه چشمت خونه دیگه شده جات توی ویرونه از وقتی رفت بابات رقیه تو هم مثل مادربزرگت برای بابا خیلی دلتنگی با زندگی به سختی میجنگی مرگ میخوای، شفا نمیخوای چند وقته که هیچی نخوردی اما به عمّههات میگی سیری همینجوری پیش بره میمیری بابا میخوای غذا نمیخوای حالا آوردن سر باباتو چرا نمیگی درد دلهاتو بهش بگو موتو کشیدن وقتی که لب میذاری رو لبهاش مواظب گلوی بابا باش نگاش بکن چه بد بریدن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد