گر حاجتم روا نکنی گریه می‌کنم

گر حاجتم روا نکنی گریه می‌کنم

[ حاج منصور ارضی ]
گر حاجتم روا نکنی، گریه می‌کنم
تا درد دل دوا نکنی، گریه می‌کنم

بی‌چاره‌ام من و هنرم گریه کردن است
تا باز هم عطا نکنی، گریه می‌کنم

یا اَیّها الرَّئوف به امّید آمدم
قلب مرا رضا نکنی، گریه می‌کنم

تو ناز کن به خون جگر ناز می‌کِشم
از خود مرا جدا نکنی، گریه می‌کنم

دیدارِ روی یار کمال زیارت است
از رخ نقاب را نکَنی  گریه می‌کنم

از فرط معصیت نفسم بند آمده
بهرم اگر دعا نکنی، گریه می‌کنم

من را به چوب قهر و غضب تربیت مکن
بر آهم اعتنا نکنی، گریه می‌کنم

باب‌الجواد صحن تو باب شهادت است
دیگر مرا سوا نکنی، گریه می‌کنم

صبرم سر آمده اگر این اربعین مرا
راهیِ کربلا نکنی، گریه می‌کنم

بالای نعش اکبر خود داد زد حسین
لب‌های خویش وا نکنی، گریه می‌کنم

زینب به گریه گفت: حسین! جانِ مادرم
نعش علی رها نکنی، گریه می‌کنم
****
لب‌های خشکش تشنه‌ی ذکر و دعا بود
بالاترین خورشید در کنج خفا بود

بی‌جلوه هم از بنده‌ی بد عبد ساختی
موسای ما در معجزاتش بی‌عصا بود

از ساق عرش افتاد در زندان ویران
آن‌ کس که مجروحیتش از ساق پا بود

کی گفته با مشت و لگد از حال رفته؟
در سجده مدهوش ملاقاتِ خدا بود

با چکمه از زیر عبایش پنج‌تن ریخت
هر جای جسمش روضه‌ی آل عبا بود

بار قنوتش را ورم‌هایش کشیدند
هر وعده سیلی خورد آقا بی‌هوا بود

هر کس که آمد پیش او حاجت‌روا بود
هر چند حرفش حرف زشت و ناروا بود

زنجیر دور گردنش بود و زمین خورد
بس که ردیف استخوانش جا‌به‌جا بود

با زخم لب‌هایش به سختی آب می‌خورد
هر شب گریزِ روضه‌‌اش تا کربلا بود

ای کاظمینی‌ها جنازه بر زمین ماند
ای کاش در بین شما یک آشنا بود

هر چند بی‌کس روی تخته‌‌پاره افتاد
در وقت تدفینش یقین دارم رضا بود

این‌‌جا از ابریشم کفن آماده کردند
تا پیش مردم حُرمت صاحب‌عزا بود

در کربلا با سر به روی نیزه می‌رفت
یا هر بدن صدپاره از سرنیزه‌ها بود

بعد از سه روز داغ و سوزان که بدن سوخت
سجّاد دنبال حصیر و بوریا بود

پربازدید ترین شعر روضه حاج منصور ارضی محرم و صفر امام کاظم (ع)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر امام کاظم (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام کاظم (ع)

محبوب ترین حاج منصور ارضی

نظرات