آه با هر تنفّسش می‌شد

آه با هر تنفّسش می‌شد

[ حاج محمود کریمی ]
آه با هر تنفّسش می‌شد
حس کنی درد در جناغش را
بشکند دست سِندیِ نامرد
خرد کرد استخوان ساقش را

بازهم جای شکر آن باقی‌ست
مصحفش را به‌هم نریخت کسی
طرح لب‌های نازنینش را
با نوک پا، به‌هم نریخت کسی

لحظه‌ی جان‌ سپردنِ او را
خواهرش روی تل نمی‌دیده
با عصا هیچ نامسلمانی
به سر و صورتش نکوبیده

احدی در پیِ غنیمت نیست
پیروهن از تنش کسی نکشید
بعد جان‌ دادنش خدا را شکر
مَرکبی روی پیکرش ندوید
****
از روزنه بوریا جدا شد حسین جان
جسم تو زِ ریگ‌های صحرا حسین جان

شد جمع تنِ تو و نگردید دندان شکسته‌ی تو پیدا
دندان به میان تشت افتاد در پیش دُختِ زهرا

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر امام کاظم (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام کاظم (ع)

محبوب ترین حاج محمود کریمی

نظرات