زندان رواق روشنی شد غرق نورت
مهدی رسولیپسندیدن20
بازدید47.1K
زندان رواق روشنی شد غرق نورت دیوارها نمناک از شرم حضورت دهلیزها مستند هنگام عبورت زنجیر تسبیحی به دستان صبورت این بندها در بند زلف دلپذیرت موسای دربندی و هارونها اسیرت یوسف که ترس از تنگی زندان ندارد مصر وجود است او غم کنعان ندارد نوح هست و بیم ازموج و طوفان ندارد جان جهان است او هراس جان ندارد عاشق دلش دریاست، حتی کنج زندان آیینهی دنیاست ، حتی کنج زندان در بند بود و عالمی دربند اویند بسیاری از سادات از پیوند اویند شه زادگان فرزانهگان فرزند اویند هر گوشه فرزندان دانشمند اویند وا میکند بر روی ما بن بستها را باب الحوائج شد بگیرد دستها را موسای ما از طور سینا بی عصا رفت این نوح روی موجی از اشک و دعا رفت دردا که با دُردانهی زهرا چهها رفت تا پر کشیده اول دلش پیش رضا رفت بی او، اگر چه عشق، مشکیپوش میشد، نور خدا بود او، مگر خاموش میشد ای هفت دریا غرق در دریای صبرت هفت آسمان یک نقطه در پنهانی صبرت ای هفت شهر عشق در معنای صبرت زانو زدند ایوبها در پای صبرت آقا! به این حجم بلا عادت ندارم باید بگویم شاعرم، طاقت ندارم سنگینی شلاق و آن بازو!... خدایا زنجیر بر آن قامت دلجو!... خدایا معصومه دلتنگ است چشمانش به راه است فهمیدهاند انگار یوسف بیگناه است بر صورتش اما چرا ردی سیاه است؟ پایان این قصه، گمانم اشتباه است یوسف میآید، روی تابوت است اما از اشک یاران، دجله، مبهوت است اما سنگینی شلاق و آن بازو؟ خدایا! زنجیر بر آن قامت دلجو؟ خدایا! خون و شکست طاق آن ابرو؟ خدایا! چنگال زندانبان و آن گیسو؟ خدایا! هر چند در دستان او، جام بلا بود از تشنگی، یکریز یاد کربلا بود قویوبدی سجدیه باش کربلا غریبی کیمی شهادتینی دئدی تا دلنده عادت اولا هامی امام اولان گون قویار ترابه جَبین یقین بو سجده گرک معنی رضایت اولا حسین ئولنده ده آنّین قوری یره قویدی محالدور ایله سجده ایله عبادت اولا قویالّا یدّی یری سجده ده یره شرعا بو شرطیله یارالی اولمیا سلامت اولا دیزین قویاندا باتوردی شکسته خنجرلر نه نوع سجدیه بو حالتیله قدرت اولا؟ گینه او حالیله باش سجدیه قویوب شهِ دین بلنمورم ایله بیر سجده ده نه نیّت اولا گون ایسّیسی ، تشنه جگر ، سجده ده یارالی باش او وقت اولوب باجیسی زینبه قیامت اولا او سجده دن باشینی کیم گوتوردی؟ یا زهرا حسینوُون طرفندن باشون سلامت اولا چالیندی طبلِ فرح ، شامیانه شمر دئدی حسین ئولوب گرک ایمدی خیامی غارت اولا قشون توکولدی