نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

در سایهسار کوکب موسَی ابنِ جعفریم ما شیعیان مکتب موسَی ابنِ جعفریم فیضَش به گوشهگوشهی ایران رسیده است یعنی گدای هر شب موسَی ابنِ جعفریم هستیِ ماست نوکریِ اهلِ بیت او ما خانهزاد زینب موسَی ابنِ جعفریم حتّی قفس براش مَجال پرندگیست مدیون ذکرِ یا رب موسَی ابنِ جعفریم دردی به جان نشسته، دگر پا نمیشود جز با دوای زهر مداوا نمیشود یک جای پَرت ماندهام و بغض کردهام در این سیاهچال دلَم وا نمیشود کافیست داغِ دوریِ معصومه و رضا دیگر غمی به سینهی من جا نمیشود معصومه کاش بود کمی درد و دل کنم کس مثل دختر، همدَمِ بابا نمیشود دخترانِشان میگردند همراه پدر کاش میشد تا تو هم با خود بگردانی مرا از بس زدند خُرد شده استخوان من این پا برای من که دگر پا نمیشود ***** یکی با نیزهاش از پشت میزد یکی با چکمه و... خودم دیدم سَنانِ دائمُالخَمر حسینَم را به قصد کُشت میزد انگار اومد بَر قلب من فرود خنجری که سَر از پیکرِت ربود اونیکه سَر از تَنِت بُرید فکری به حال دل زینب نکرده بود ... غمی بزرگ در دلم مرا عذاب میدهد تو را صدا که میکنم سَنان جواب میدهد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد