لطفاً نه نَیار حالمو هیچجا خوب نمیکنه اِلّا حَرَمت هرجوری باشه بَرا زیارتش باید برم لطفاً نه نَیار خیلی کلافه شدم دیگه لطفاً نه نَیار خسته شدم از خودم مُشتمو وا نکردی گفتی که این بیپناه بد و خوبش با خودم نوکرِ این خونهام اینم از آقاییته پُزِشو دادم که این مِدال اِهداییته از سَرِ سفرهی تو خیلی بِهِم رسیده مَردم بدونید حسین زَحمتمو کشیده (حسین جان) ۶
خیلی ممنون