
به دعاهای پُر خیرِ مادرم... سر سفرهی موسی بنِ جعفرم مدیون خودش و پسرشم تا خون تو رگمه نوکرشم هُوَ بابُ النِجاةِ ماسِوی الله روحی بفداه، روحی بفداه، روحی بفداه هُوَ بابالحوائجه الی الله روحی بفداه، روحی بفداه، روحی بفداه گوشهی حرمش آشیونهمه گنبدِ آقا سقفِ خونهمه ممنونِ خودش و کرمشم جاروکشِ دمِ حرمشم با آقامون کسی نمیشه گمراه روحی بفداه، روحی بفداه، روحی بفداه هُوَ بابالحوائجه الی الله روحی بفداه، روحی بفداه، روحی بفداه درِ خونهی موسی بنِ جعفریم مگه میشه که دستخالی بریم؟ داره رضایتِ فاطمه رو پس کربلا میبَره همه رو از آقا دستِ ما نمیشه کوتاه روحی بفداه، روحی بفداه، روحی بفداه هُوَ بابالحوائجه الی الله روحی بفداه، روحی بفداه، روحی بفداه
حسین شمآبادیعالی