تصویر حاج منصور ارضی - چشم انتظارت بود بابایی کهنسال

چشم انتظارت بود بابایی کهنسال

[ حاج منصور ارضی ]
  • 35
  • 0
  • 0
چشم انتظارت بود بابایی کهنسال 
نام تورا می‌بُرد هرشب در سیه‌چال
از درد ساق پا، سحر می‌رفت از حال 
در سجده‌هایش ناله می‌زد چهارده سال

سِندی عذابم می‌دهد هر روز تا شب 
از دست این بی آبرو خلصنی یا رب

بر آیه‌ی تطهیر دستی بی‌وضو برد 
با پنجه‌هایش بارها مویم بهم خورد
قلب مرا با حرف‌هایش خیلی آزرد
بی کنیه نام مادرم زهرا می‌آورد

هرشب مرا یاد صنان انداخت نامرد

در گوشه‌ی زندان کند زنده به گورم
در تنگی این حفره شد روزِ مرورم 
هنگام قرآن خواندنم کوهی ز نورم 
(یاد سری افتاده در کنج تنورم)۲

با یاد جدم ناله از دل می‌کشیدم 
فریادهای مادرم را می‌شنیدم

روضه نمی‌خواهد تنی که سر ندارد 
قربان آن آقا که انگشتر ندارد 
یک جای سالم در همه پیکر ندارد 
جایی برای بوسه‌ی مادر ندارد 

من بی وضو موی تورا شانه نکردم

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج منصور ارضی امام کاظم (ع)(شهادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام کاظم (ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام کاظم (ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج منصور ارضی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد