پدرش چیز زیادی که نمی‌خواست فرات

پدرش چیز زیادی که نمی‌خواست فرات

[ علی اکبر زادفرج ]
پدرش چیز زیادی که نمی‌خواست فرات
یک دو قطره ضرری داشت به اصغر برسد

با دو انگشت همین حنجره میشد پاره
چه نیازی به سه‌شعبه‌است تا پر برسد

همین که دوتایی به میدون رسیدن
روی دست خورشید، یه شیرخواره دیدن

لب کوچیکش خشک، حلقوم اون خشک
چه راحت گلوی علی رو بریدن

پدر گردنش کج، پسر گردنش کج
چقد این دو از هم خجالت کشیدن

طفل شش ماهه تبسم نکند پس چه کند
آنکه بر مرگ زند خنده علی‌اصغر توست

پربازدید ترین شعر روضه علی اکبر زادفرج محرم و صفر حضرت علی اصغر (ع)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر حضرت علی اصغر (ع)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت علی اصغر (ع)

محبوب ترین علی اکبر زادفرج

نظرات