
نباشد در جهان وقتی که از مردانگی نامی به دنیا میدهد بیتابیِ گهواره پیغامی غریبی پدر را میزدی فریاد، با گریه (گلویت غرق خون شد تا نماند هیچ ابهامی)۲ گلویت از زبانت زودتر باز شد، نمیبینم سرآغازی از این بهتر، از این بهتر سرانجامی تو در شش بیت حق مطلب خود را ادا کردی چه لبخند پر از وحی، چه اشک غرق الهامی (علی را استخوانی در گلو بود و تورا تیری)۲ چه تضمینی، چه تلمیحی، چه ایجازی، چه ایهامی (تورا در واهمه در قامت عباس میبیند)۲ اگر تیر سه شعبه کرده پیشت عرض اندامی (الا یا قوم اِن لم ترحمونی فارحمو هذا برید این جمله را ناگاه تیرِ نا به هنگامی)۲ (من ز ثانی اشاره را دیدم ضربههای دوباره را دیدم مادرم رو نشان نداد ولی قطعه گوشواره را دیدم) (تمام دشت به عالم نظاره میکردند به یکدگر پی غارت اشاره میکردند برای بردن یک گوشوارهی ناچیز حرامیان بخدا گوش پاره میکردند) چنان سرگشته شد آرامش عالم که برمیداشت به سوی خیمه ها گامی، به سوی دشمنان گامی (برایت با غلاف از خاکها گهواره میسازم)۲ ندارد دفنت ای شش ماهه غیر از بوسه احکامی چه خواهد کرد با این حلق، اگر ناگاه سرنیزه چه خواهد کرد با این سر، اگر سنگ از سر بامی **** وقت آن است بگیری قمرش گردانی پسرت را به فدای پدرش گردانی ایستاده روی پای خودش از امروز مرد گشته، ببرش مرد ترش گردانی بیگناهی تو ثابت بشود می ارزد پس ببر تا سند معتبرش گردانی تو فقط قول بده پیش کسی رو نزنی تو فقط قول بده زود برش گردانی (تو فقط نیزه نخور صد علی اصغر به فدات)۲ دادمش بلکه بگیری سپرش گردانی (گلویش تازه گل انداخته من میترسم صبر کن تا صدقه دور سرت گردانی هرکس که دید رأس تورا روی نیزهها آهی کشید و گفت که بیچاره (همین که دوتایی، به میدون رسیدن روی دست خورشید، یه شیش ماهه دیدن)۲ لب کوچیکش خشک، حلقومش خشک چه راحت گلوی علی رو بریدن (پدر گردنش کج، پسر گردنش کج چقدر این دو از هم خجالت کشیدن)۲ گر آب ندارد پدر مظلومم گر شیر ندارد مادر مغمومم از آب گذشتم و نمیخواهم شیر بیرون بکشید تیر از حلقومم یک تیر سه شعبه با خودش شر آورد سقای حسین را ز پا در آورد در حیرتم این تیر که سقا را کشت حالا چه بلایی سر اصغر آورد به پشت خیمه ای مولا خجل رفت به همراهش دل صد خسته دل رفت الهی حرمله دستت قلم شه تموم آرزوهام زیر گل رفت (بارالها حسین از آن عشقی که ز تو منفک است میترسد قبر، اما عجیب تاریک است پسرم کوچک است، میترسد)۲ روی این سر، چگونه سنگ لحد مثل اهل قبور بگذارم؟ (آه، باید به جای گهواره پسرم را به گور بگذارم)۲ اسمع افهم علی اصغر من این صدای گرفتهی باباست به تن خسته ام نگاه نکن روح من هم کنار تو آنجاست (بَهر ز تسکین مادرت به تنت کاش میشد دوباره جان بدهم بازوی کوچک و نهیفت را من چگونه تکان بدهم)۲ هق هق من دوباره میشکند این فضای غریب و ساکت را با چه رویی بخوانم ای پسرم بر تن تو نماز میت را وای اگر بغض تیر خورده من سر شکوه به کفر باز کند جای دارد پس از نماز به تو یک نفر هم به من نماز کند سنگ پرتاب کردهاند این قوم سوی آینههای سیقلیام (بارالها خود تو شاهد باش غیر خوبی ندیدم از علیام)۲ خاک میریزم و نمیخواهم بزنم حرفهای آخر را وقت غسل و قنوت تو دیدم میدهی بوی شیر مادر را