تو رفتی و شدم درمونده اصغر

تو رفتی و شدم درمونده اصغر

[ علی اکبر زادفرج ]
تو رفتی و شدم درمونده اصغر 
لباسات پیش مادر مونده اصغر
پدر در وقت دفنت جای تلقین 
برای تو لالایی خونده اصغر

به پشت خیمه‌ مولا خجل رفت 
به همراهش دلِ صد خسته دل رفت
الهی حرمله دستت قلم شه
تموم آرزوهام زیر گِل رفت

پدر در پشت خیمه دَم گرفته
سرش را با تنش با هم گرفته
علی عادت به انگشتِ عمو داشت
به جایش تیر را محکم گرفته

بارالها حسین از آن عشقی که 
زِ تو منفَک است می‌ترسد
قبر امّا عجیب تاریک است
پسرم کوچک است می‌ترسد

روی این سر چگونه سنگ لحد مثل اهل قبور بگذارم؟
آه باید به جای گهواره پسرم را به گور بگذارم

إسمَع، إفهَم علی‌اصغرِ من 
این صدای گرفته‌ی باباست

پشت خیمه‌ها داره میره بابای کربلا
علی رو پنهون کرده با عبا، وای وای وای

وقت مُردنه، چرا نبضش آهسته می‌زنه؟
داره قبر بچّه‌‌ش رو می‌کَنه، وای وای وای

علی رو تو قبر می‌ذاره، علی می‌دونه قراره
که نیزه‌دارا تنش رو بیارن بیرون دوباره

شیرخواره حالا جای گهواره
رو نیزه سر می‌ذاره، براش بمیرم
بی‌چاره مادری که شیر داره 
رفته ولی شیرخواره، براش بمیرم

پربازدید ترین شعر روضه علی اکبر زادفرج محرم و صفر حضرت علی اصغر (ع)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر حضرت علی اصغر (ع)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت علی اصغر (ع)

محبوب ترین علی اکبر زادفرج

نظرات