نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای گنج معرفت به دل سامرا سلام ابن الجواد حضرت ابن الرضا سلام ای چون پدر مطهر و معصوم و متقی ای آسمان حلم خدا ایها النقی آیینههای علم الهیست در دلت حظ حضور میبرم امشب ز محفلت با نور تو درست شده اعتقادمان دادی طریق عرضهی حاجات یادمان فهماندهای به ما ادب و احترام را طرز چگونه حرف زدن با امام را فهماندهای که شأن رفیع امام چیست؟ ظرفیت پذیرش فیض مدام چیست؟ هرکس که باطناً به خدا وصل میشود از رحمت نگاه شما وصل میشود رکن خداشناسی و درهای رحمتید فرزندهای نور و پسرهای رحمتید خضر از وجود جام شما آب خورده است توحید حق بهنام شما آب خورده است کفر است اگر به غیر شما رو زند کسی خوب است اگر به پای تو زانو زند کسی ما سائلیم و جای دگر سر نمیزنیم جز خانهی شما در دگر نمیزنیم ای سرو سربلند سحرهای سامرا باز است بر گدای تو درهای سامرا آقا تلاش کردم و این دل ادب نشد آمادهی رسیدن ماه رجب نشد خیر مرا ندیده کسی خیره سر شدم در آخر خطم به تو محتاجتر شدم وقتش شده که وقت کنی رو به ما کنی ما را کبوتر حرم سامرا کنی درهم بخر نگاه نکن که چه میخری رسوا شوم اگر که بخواهی سوا کنی محکم حصار عشق شما را گرفتهام دل شور میزند که مبادا رها کنی ای دست به خیر طایفهی دست به خیرها آقا چه میشود که نگاهی به ما کنی؟ ما را بخر ضرر بده اصلاً چه میشود هادی اگر تویی که کسی گم نمیشود امشب ولی به قصد هوایت رسیدهام امشب برای گریه برایت رسیدهام آقا شنیدهام که غمت بیشمار بود دور از مدینه بودی و دل بیقرار بود گاهی تو را به بزم حرامی کشاندهاند گاهی تو را میانهی صحرا کشاندهاند تنها امام سامره تنها چه میکنی؟ در کاروانسرای گداها چه میکنی؟ ****** گردیده بود قنفذ همدست با مغیره این با غلاف شمشیر آن تازیانه میزد گاهی به پشت و پهلو گاهی به دست و باز گاهی به چشم و صورت گاهی به شانه میزد ******* با هرچی گیر اومد زدند چقدر بودند چقدر زدند دیدند تو پشت اون دری چقدر به در لگد زدند از آسمون آوردنت به زیر چکمه بردنت شکست علی رو غصهی دو دستی سیلی خوردنت ******* چه نامرد و چه پستند غرورم رو شکستند افتادی ایکاش چشامو میبستند کی میدونه غمم رو کی دیده سوختنم رو خیلی زدند بین کوچه زنم رو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد