تصویر حاج منصور ارضی - گل ریختند پایِ گذرها، یکی یکی

گل ریختند پایِ گذرها، یکی یکی

[ حاج منصور ارضی ]
گل ریختند پایِ گذرها، یکی یکی 
خیره شده به دشت نظرها، یکی یکی 

آمد زمان رزم پسرها، یکی یکی 
تب می‌کنند باز پدرها، یکی یکی 

شیری که اینچنین شده سرمست، قاسم است
زهرا، علی، حسن و حسین است، قاسم است

از جان گذشه، بی‌زرۀ پیکر آمده
سردار کربلاست اگر با سر آمده

انتکرون رسد، اجل لشگر آمده
بابای هر که رفته به جنگش، درآمده

احمد شده، به لات و هبل حمله می‌کند
دارد به باقیات جمل حمله می‌کند

باطل کجاست؟ معجزۀ حق ‌رسیده ‌است
عقل سلیم و حکمت مطلق ‌رسیده ‌است

انگار علی دوباره به خندق ‌رسیده ‌است
دیگر زمان کشتن ازرق ‌رسیده ‌است

چکمه بهانه بود قیامت به پا کند
با یک اشاره فرق سرش را دوتا کند

کم کم به سر رسید همه انتظارها
گم شد حسن میان هجوم غبارها

وقتی که آمدند به دورش سوارها
یک وقت ریختند سرش نیزه‌دارها

جوری زدند پهلوی او بی‌هوا شکست
هی سنگ خورد و صورتش از چند جا شکست

دیگر هوای کرب و بلا را بلا گرفت
در ازدحام‌ها بدنش رد پا گرفت

از بس که سمّ اسب بر این جسم جا گرفت
با دیدنش عمو کمر خویش را گرفت

آنقدر دست و پا زد و آنقدر ناله کرد
سرنیزه را یکی به گلویش حواله کرد

***

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج منصور ارضی قاسم بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه قاسم بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های قاسم بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج منصور ارضی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد