صف کشیدند همه وقت نگاه آمده است

صف کشیدند همه وقت نگاه آمده است

[ حاج منصور ارضی ]
صف کشیدند همه وقت نگاه آمده است
صورتش بسته چنان پاره‌ی ماه آمده است

پسر شیر به تاراج سپاه آمده است
با نیابت ز حسن یاریِ شاه آمده است

اسم او تک شده در لشکر آلِ هاشم
کنیه‌ی حضرت مولاست چه اسمی قاسم

سیزده ساله ولی پیر طریقت باشد
هرچه گویند که زیباست حقیقت باشد

ساقی هرچه عسل‌نوشِ شهادت باشد
بر سرش جلوه نما، تاج سیادت باشد

حسنی‌ها همه دربست، غلامش هستند
بنی‌هاشم همه دلداده‌ی نامش هستند

وسط روز همه صورت ماهش دیدند
عمه‌ها گریه‌کنان اَبروی او بوسیدند

ساعتی لشکر دشمن همه در تردید‌ند
با اشاره ز جَمَل دیده چنین پرسیدند

این حسن نیست که از دور نمایان شده است
بی جهت نیست که در معرکه طوفان شده است 

بی‌زره می‌رسد از راه جگر یعنی این
می‌درخشد رخ او، قرص قمر یعنی این

تربیت یافته‌ی راه پدر یعنی این
گفت از عرش حسن جان که پسر یعنی این

خاطرات جمل امروز به تصویر آمد
همه دیدند به میدان پسر شیر آمد 

*****

مشکل‌گشایم ابنُ الکریمم
چون پاره‌ی ماه در این حریمم

خواندم رجز در کربلا
ای عمو جان، ای عمو جان، ای عمو جان... 

اِنّی اَنَا بنُ المصطفی
ای عمو جان، ای عمو جان، ای عمو جان... 

****

شاگرد شیر اُمُّ البنینم
من مجتبای این سرزمینم

کرب‌وبلا گشته جمل
ای عمو جان، ای عمو جان، ای عمو جان... 

الموتُ اَحلی مِن عسل
ای عمو جان، ای عمو جان، ای عمو جان... 

من از شهادت ترسی ندارم
پای ولایت سر می‌گذارم 

من جان‌فدای رهبرم
ای عمو جان، ای عمو جان، ای عمو جان... 

از رگ و خونِ حیدرم
ای عمو جان، ای عمو جان، ای عمو جان...

نظرات