به حرف آمدی و جاودانه ات كردند
حاج منصور ارضیپسندیدن3
بازدید200+
به حرف آمدی و جاودانه ات كردند یگانه حجله نشین میانه ات كردند سرت به بستن این بند كفش بند نشد شتاب كردی و شوق یگانه ات كردند تمام دشت ز عمامه ی تو ترسیدند سپس به شكل حسن ها روانه ات كردند تو سوره بودی و تسبیح دست من بودی هجا هجا شدی و دانه دانه ات كردند به روی پیكر تو پای هر كسی وا شد زره نداشتنت را بهانه ات كردند به جرم گفتن «احلی من العسل» قاسم شبیه موم عسل خانه خانه ات كردند چقدر بوسه گرفتتند از قد و بالات فرشته ها همه چون آستانه ات كردند چقدر فاصله در بند بندت افتاده كه با عموی تو شانه به شانه ات كردند