حاجت زیاد دارم اما مهم حسین است

حاجت زیاد دارم اما مهم حسین است

[ حاج منصور ارضی ]
حاجت زیاد دارم، اما مهم حسین است
ارباب بیش از این‌ها، مضطر نیاز دارد

پای دفاع قرآن برخیز ای مسلمان
چون‌که دفاع از دین، رهبر نیاز دارد

قاسم غم حسن را اَحلی مِنَ العسل کرد
با خویش گفت: عمویم لشگر نیاز دارد

جای زِره کفن داشت، جای کلاه عمامه
او در جهاد تبیین منبر نیاز دارد

او را زدند اما، در تیررس حسن بود
تابوت در مدینه‌است، سنگر نیاز دارد
****
وقتی زمان جنگ تو در کارزار شد
دیدم که خود حسن بر مرکب سوار شد

گفتی که قاسمم، نفس کوفیان برید
از ترس بین قافله داد و هوار شد

خود و زِره نیاز نداری، تو حیدری
مبهوت رزم حیدری‌ات ذوالفقار شد

از میمنه به میسره کولاک کرده‌ای
****
من چهارقُل برای تو خواندم عزیز من
دورت شلوغ شد جگرت پُر شرار شد

وقتی که دوره شد بدنت بین اسب‌ها
صحرا مقابل نظرم پّر غبار شد

داماد کربلا چه حنایی به مو زدی
با خون عروسی‌ات چقدر ناگوار شد

با بند بند وا شده از هم تکان نخور
تو دست و پا زدی و عمو بی‌قرار شد

حسین جان

نظرات