نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خدا نوشت مرا از ازل برای حسین تمام دار و ندارم بود فدای حسین به گور هم بروم قبر من حسینیه است که از زمان تولد شدم گدای حسین به چاه معصیت افتادمو نجاتم داد گرفت دست مرا هر زمان، دعای حسین دو چشم دارمو این چشمهای ناقابل خدا کند بیافتد به زیر پای حسین تمام پیرغلامان امیدشان این است شوند شامل الطاف بچههای حسین به فکر جنته و این چیزها نباید بود کجاست جنته ما؟ مجلسه عزای حسین علاجدرد منه بی علاج یک چیز است مرا فقط برسانید کربلایی حسین حسین گفتن ما هم حولیه زهراست رسید تا به حرم نالهو نوای حسین حسین سیزده ساله امام کبیر شده آمادهای بلای عظیم رفت و افتاده روی پای حسین بوس میزد به دستهای حسین گریه در حال عطش کردند انقدر گریه تا غش کردند گریههای عمو مکرر شد شنتهی دیدار برادر شد زیر لب روضهی حسن خواند قاسمش را به سینهاش چسپاند دست خطِ حسن به کار آمد ناگهان بر دلش قرار آمد جلوی خیمه، جان تازه گرفت آخرش از عمو اجازه گرفت اذن میدان گرفت و عازم شد نوبت نعرههای قاسم شد حال باید خودی نشان میداد دشت، را یک تنه تکان میداد وقت برچیدنِ هُبَل شده بود فأنا بن الحسن جمل شده بود همه گفتند آمده حیدر پسر پورِ ارشدِ حیدر هرکه افتاد سوی او گذرش ازرق و هر چهار تا پسرش همه بر روی خاک افتادند حسین ای دریای احساس تو خیمه واویلاست داری میری میدون ای شاگرد عباس تو غیرتت رو از حسن داری شهامتت رو هم زمن داری جائزہ ؟؟؟ به تن کفن داری عزیز مجتبی مدد قاسم ای شاخ شمشادم، ای تازه دامادم وقتی که افتادی تو خیمه جون دادم کجاست تنت، کجاست سرت پا شو شکسته شده پرت چرا، پاشو عزیز مجتبی مدد قاسم(۴) نعره میزد، علی مع الحق را کند از ریشه نسل ازرق را وقت رزمش قمر، بلند شده مادرش نجمه سربلند شده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد