نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آمد از خیمه برون نور چشمان حسن صورتش پاره ی ماه پاره ی جان حسن نوگل فاطمه و سرو بوستان حسن مرد میدان حسین شیر میدان حسن چهره اش خورشیدی است ز شبستان حسن حُسن رویش به مثال آفتابی به نقاب ز نظرها پوشید صورتش را به حجاب بر لبش وقت رجز بهترین قول و غزل ریزد از لعل لبش بهتر از شهد عسل با همه شوق و شتاب می رود سوی اجل و انا بن الحسنش ذكر نابی ز ازل اذن میدان كه گرفت شد به میدان عمل و عمو با دل خون می كشیدش به بدن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد