نوبت دلبری سرو چمان چمن است

نوبت دلبری سرو چمان چمن است

[ حاج علی کرمی ]
نوبت دلبری سرو چمان چمن است
این جوان کیست که بر قامت سروش کفن است

این حجازی پسر از کیست که در مُلک عراق
شاخه شمشاد به بالا و به رخ یاسمن است 

نجمه در کرب‌وبلا صاحب فخر است از آن
چهره‌ی قاسم او زهره‌ی آن انجمن است

شب عاشورا پروانه‌ی شاه شهداست
دور آن شمع شرف، در هوس سوختن است

گفت از شهد عسل مرگ بود شیرین‌تر
شهدالله چه شیرین‌لب و شیرین‌سخن است

صبح فردا، ز عمو اذن شهادت که گرفت
گفت ای دوست مرا پنجه‌ی دشمن فکن است

منم از شیر جمل صاحب شمشیر امروز
کو شغالی که سرش لایق شمشیر من است

هرکه آمد به مصافش، تن بی‌سر برگشت
زانکه شاگرد اباالفضل، به هر فوت و فن است

به پیش این‌همه لشگر نمی‌لرزد اگر پایش
یقیناً ارث برده این شجاعت را ز بابایش

نه ازرق، لشکر کوفه ز بیم تیغ او لرزان
چه زیبا تیغ می‌رقصد در آن دست توانایش

هر که آمد به مصافش تن بی سر برگشت
زان‌که شاگرد اباالفضل به هر فوت و فن است

عاقبت دوره شد از کوفی و شامی به هزار
شرح این غصّه نگویم که سراسر محن تست

آن قدر گویم کامد به سرش دید حسین
مرغ بسمل شده در حالت پرپر زدن است

هرچه بوسید لبش را دو لبش باز نشد
حیف کز خون دو لبش بسته خموش از سخن است

جای شمشیر کجا جای سم اسب کجا
اسب‌ها از چه نگفتید که این قلب من است

*****

ای روی تو بهشت برین می‌کشی مرا
ای گیسوی تو حبل متین می‌کشی مرا

جان عمو دو لب بگشا یک عمو بگو
با این سکوت خود به یقین می‌کشی مرا

داغ علی نکشت مرا ولی بدان
با پا کشیدنت به زمین می‌کشی مرا

*******

تصویر غریب بابا تو کشیدی
خیلی روی خاکا پاهاتو کشیدی

*********

پاشو از رو خاکا دست و پا نزن
عمو داره دست و پا گم می‌کنه

کوفه داره برای گندم ری
بچّه‌هامو قد گندم می‌کنه

ای کبوترم بگو پرت کجاست
نقابی که داده مادرت کجاست

دیدی گفتم که یه روز بزرگ میشی
می‌بینی پاهات کجاست سرت کجاست

*******

تصویر غریب بابا تو کشیدی
خیلی روی خاکا پاهاتو کشیدی

با سختی می‌رسونمت تو رو حرم
چه خاکی رو ریختی رو سرم

چقدر قدت قد کشیده شد
شدی شبیه برادرم

********

فکر کردم که اباالفضل زمین افتاده
با قد و قامت عبّاس برابر شده‌ای

پدرت زنده نبود و به تنش تیر زدند
تو نفس می‌کشی از تیر پُر از پَر شده‌ای

********

مادرت تو خیمه‌ها منتظره
سراغت رو داده از ما می‌گیره
آخه کی جشن حنابندونش و
زیر دست و پای اسبا می‌گیره

بعد اکبر تو عصای دستمی
شد خمیده کمرم پاشو عمو
دخترم تو خیمه چشم به‌راهته
تازه دوماد حرم

حرمله اشکاتو داره می‌بینه
غصّه‌هاتو دیگه برملا نکن
اولین باره ازت چیزی می‌خوام
زخم پهلومو فقط نگاه نکن

تازه فهمیدم که با مدینه‌ام
یه شباهتایی کربلا داره
فهمیدم چی به مادرت زهرا گذشت
دنده بشکنه مصیبتا داره

*******

گل پژمرده پژمردن ندارد
ز پا افتاده پا خوردن ندارد
مرا بگذار عمو برگرد خیمه
تن پاشیده که بردن ندارد

*****

روی گونه‌ت رد شمشیر مونده
رو لب‌هات خون جای تکبیر مونده

چقدر تیر از تنت بیرون کشیدم
هنوزم که هنوزه تیر مونده

روی این بال دیگه پر درنمیاد
کاری از دست هیچ کس برنمیاد

یه‌جوری نعل کوبیده تنت رو
فرو رفته تو خاک و درنمیاد

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر قاسم بن الحسن (ع)

محبوب ترین محرم و صفر قاسم بن الحسن (ع)

محبوب ترین حاج علی کرمی

نظرات