(هر گرفتاری سراغ آستانش را گرفت)2 رزق و روزی تمام خاندانش را گرفت خوش بهحال سائلی که سائل عبّاس شد خوش بهحال آنکه از عبّاس نانش را گرفت (روز محشر دستهایش دستگیری میکند)2 دست خود را داد دست دوستانش را گرفت هیچکس اندازهی عبّاس شرمنده نشد کربلا بدجور از او امتحانش را گرفت از خجالت آب شد آبآور کربوبلا عصر تاسوعا اماننامه امانش را گرفت چشمهایش پاسبانهای بنات خیمه بود حرمله با تیر چشم پاسبانش را گرفت