نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ماه من، تو كجا و خاك كجا آسمان را سپرده ای به زمین خوب شد زینبم نبود و ندید با چه وضعی تو خورده ای به زمین با زمین خوردنت من افتادم خواهرم بین خیمه ها افتاد یكی از دستهای تو اینجاست بگو آن دیگری كجا افتاد این همه سال منتظر بودم بشنوم یك برادر از آن لب گفتی اما چگونه شكر ولی حسرتش ماند بر دل زینب با چه رویی به خیمه برگردم چه بگویم جواب طفلان را تا برایت دعا كند دیدم جمع كرده رباب، طفلان را با چه رویی حرم روم وقتی پیكرت را نمی برم عباس بعد تو وای بر دل زینب بعد تو وای بر حرم عباس ترسم از غارت تو و خیمه ست این جماعت ز حرص لبریزند نروم می روند سمت خیام بروم بر سر تو می ریزند غارتش را شروع كرده عدو تا كه این مشك پاره را ببرد با چه وضعی غروب از خیمه معجر و گوشواره را ببرد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد